تبليغاتX
le vide - شهرزاد امتحانی سیگنالی محب البرف

le vide

شهرزاد امتحانی سیگنالی محب البرف

آخ جون داره برف میاد. البته این الان مهم نیست که من باید مثل مرغ بشینم خونه و سیگنال بخونم. بلکه مهم اینه که داره برف میاد. هوراااااااا

به خواهر گرامی میگم من دلم برف بازی میخواد میگه نه وای خدا مرگم بده من کنسرت دارم صدامو لازم دارم باید سالم بمونم. خب من عقده ای میشم دیگه. اصلا هم که با استاد جون خفن امتحان سیگنال ندارم چهارشنبه...

یکی از دیالوگ های استادجون با بچه ها: (توضیح: استاد جون خیلی ترسناکه من مثلا 5 دقیقه دیر سر کلاس میرم کلی استرس میگیرم که در کلاس رو باز کنم. یه ربع بیست دقیقه که بهتره سر کلاس نری وگرنه گور خودتو کندی)

استاد خیلی جدی: بچه ها اگه گفتین داشتم به چی فکر میکردم؟

یکی از بچه ها: به اون 4 نفری که قراره پاس شن. (اینجا کلاس منفجر میشه)

استاد خشن در حالی که سعی میکنه خندشو کنترل کنه تا ما رومون زیاد نشه: نه اتفاقا به یه چیز دیگه ای فکر میکردم

یکی دیگه از بچه ها: به اون دو نفری که قراره پاس شن

استاد خندان: نه داشتم به این فکر میکردم که چقدر کلاس شما خوب بوده و مشتاق بودین و ...

لازم به ذکره که تو کل دانشکده بلکه دانشگاه رکورد تعداد انداختن دست همین استاد محترمه . میانگین نمراتی که میده کلا فکر کنم رو 7 ، 8 هستش.

من خطاب به دوستم: دیدی وقتی داشت میگفت شما چقدر خوبین داشت به من و تو نگاه میکرد.(اینجا بازم همون حس خودشیفتگی زده بود بالا) دوستم: اون دو نفر منظورش من و تو بودیم!

بازم لازم به ذکره که من یه بار در دوران تحصیلم در دانشگاه رفتم تقلب کنم. برگمو با همین دوستم عوض کردیم. آخرشم هردومون افتادیم (خاطره اولین افتادن) تازه بعد امتحان کلی ذوق کردیم هر کی رو میدیدیم میگفتیم که ما برگه عوض کردیم ( با افتخار) و کلی حس خفن بودن و کار شگفت بهمون دست داده بود. البته اون موقع ترم دو بودیم و خیای تنبل بودیم الان کلی زرنگ شدیم و شاخ!

چقدر موقع امتحانا اینترنت بازی و فیلم سینمایی در پیت تلویزیون دیدن حال میده ها! از شدت کیف دارم میمیرم

+ نوشته شده در  2009/1/12ساعت 17:16  توسط shahrzad  |