خیلی خوب بودش
کلی حس سفت شدن بهم دست داد. چون ما زیاد اضافه وزن نداریم و مشکلمون بشتر رو شل بودن عضلاته. بعد تازه سر تردمیل من جلسه اولم چون بود گفت رو ۳ برو دیدم ۳ که حوصلم سر میره واسه خودم گذاشتمش رو ۷. بعد خانومه گفت مثل اینکه پیاده روی زیاد میکنین مشکلی ندارین. تازه یه ربع هم خیلی کم بود احساس میکنم هیچکار نکردم. کلی هم مثلا برنامه تغذیه ای داد که ما گفتیم ما همشو خودمون رعایت میکنیم شیرینی و روغن اصلا استفاده نداریم. مثلا میگفت سس و چیپس و اینا نخورین که خب ما اصلا سالیان ساله که دور این چیزها رو خط کشیدیم. گفت عدس و حبوبات زیاد بخورین که ما هم چون خواهرم گیاهخواره بیشتر غذاهامونم حبوبات و گیاهیه.
۴ شنبه امتحان VLSI دارم. هیچی هم هنوز نخوندم چقدر سخته![]()
من غلط بکنم سال دیگه واسه کنکور ارشد بخونم. میرم فرانسه (اصلا هنوز نمیدونم فرانسه چی به چیه! آشنامون هم که فرانسه بود چند وقت پیش به خاطر سرطان ریه فوت کرد.)اما همینو ترجیح میدم به این کنکور لعنتی و استرس زا. من فقط واسه لیسانس کلی درد و مرض گرفتم. یادمه سال کنکور لیسانس روزی 2 تا آمپول میزدم دیگه آخرا مادرم جای آمپول زدن پیدا نمیکرد بس که همه جا کبود شده بود. هزار جور درد معده و ریزش مو و جوشهای بدن و کوفت و زهر مار پیدا کردم . بعد کنکورم مثل زنهای بیوه چند ماه فقط گریه کردم و 8 کیلو لاغر شدم تا نتیجه ها بیاد. اصلا حاضر نیستم دوباره چنین چیزی رو تجربه کنم.
هوراااااا چهارشنبه بازم میرم ورزش![]()
