تبليغاتX
le vide -

le vide

Peut etre, etre inconnu est mieux qu'etre negatif connu.

خیلی ذهنم مشغوله. اینکه خود آدم در مورد خودش یه نقصی رو بدونه و یه نفر دیگه هم اینو به روی آدم بیاره خیلی بده. حداقل شاید در این مورد. این که از این. اون از اون که امشب پی ام داده که شما چرا در برنامه های دانشجویی شرکت نمیکنید و ... آخه من واسه چی باید تو اردویی شرکت کنم که افرادش اینقدر شعور و درک و فهم نداشته باشن که ساعت ۱۰ شب آدمو توی اتوبان تنها به امان خدا ول نکنن و خودشون فلنگو ببندن. آخه من واسه چی باید با آدمایی معاشرت داشته باشم که همش دارن پشت سر هم حرف میزنن و حالم از ریخت تک تکشون بهم میخوره؟ بعد اون یارو هم بیاد این حقیقت رو مث پتک تو سرم بکوبه که چرا با دوستام نمیرم بیرون. آره من با دوستام نمیرم بیرون چون هیچکدومشون آدم نیستن. چون یه جو مرام توشون نیست. چون تا وقتی باهاشون خوبی آدم حسابت میکنن و اگه ۲ ماه هم ازشون خبری نداشته باشی یه زنگ نمیزنن که بپرسن حالت چطوره. چون همشون خرخون و حال بهم زن هستن. بازم بگم؟

پ.ن: جالبه من باید به همه ی خزعبلات و اراجیف و درد دل های این به ظاهر دوستان گوش کنم اما وقتی نوبت به من میرسه انگار توقع خیلی زیادی دارم. نمیدونم چرا هر کی بدبختی داره تو زندگیش یاد من میفته و میخواد با من درد دل کنه. من ساده لوح چقدر احمق بودم که گول یکی از همین افراد رو خوردم و  باهاش هم دردی کردم در حالی که بعدا معلوم شد تمام مشکلاش عقده ج*نسی بوده نه اون چیزایی که من ازش دم میزنم؟ من دارم خفه میشم...

+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 4:24  توسط shahrzad  |