تبليغاتX
le vide

le vide

۱- اونقدر این ملت ندید بدید بازی در آوردن که تو باشگاه تردمیل بیشتر از یه ربع رو کردن پولی! حالا جالبه قبل از اون همش باید اسم مینوشتیم واسه تردمیل تا قبل ورزش خودمونو گرم کنیم الان دیگه خلوت شده راحت! خب شما که اینقدر به راه رفتن علاقه دارین یه کم کمتر ماشیناتونو از خونه بیارین بیرون و پیاده راه برین. باور کنین که نمیمیرین تازه به ترافیک هم کمک میکنین! اگرم دوست داشتین شبها برین پارک بدوین.

۲- چهارشنبه امتحان تربیت بدنی دارم (پینگ پنگ) خدا کنه نمره خوب بده. به قیافش نمیاد. همش میگه همتونو میندازم!

۳- از دست این آدمهای بی ملاحظه. ما خونمون دانشجوییه. یارو اون دفعه اومده خونمون چهار ساعت تعلل میکنه که مثلا کفششو در نیاره ما هم نه بهش گفتیم در بیار نه گفتیم نه. یه سری دیگه بچه ها که بودن بهش گفتن در بیار. حالا این ۴ ساعت طول میده که ما بهش بگیم همینطوری بیا تو. بابا جان من که بدم نمیاد ملت با کفش بیان تو خونمون ولی اینجا ما که خونمون دانشجوییه امکانات نداریم هر دفعه هر کی میاد با جارو و تی باید کلی خونه تمیز کنیم. یه کم مراعات کن دیگه. اون دفعه باز سر شام گیر داده من واسه سوپ قاشق گود میخوام حالا تعداد زیاد بود دیگه بچه ها حتی تو لیوان سوپ میخوردن! یه کم فقط یه کم ملاحظه چیز بدی نیست!

۴- یه استاد داریم هر دفعه میاد سر کلاسمون کلی چرت و پرت بارمون میکنه که من نمیدونم سالی ۱۳ تا مقاله ژورنال معتبر میدم و شونصد تا مال دانشجوهامو میدم تو ژورنالهای معمولی تر و من طراح کنکورم و من تنها طراح فلان چی در ایرانم و هی زیراب این استاد  و اون استاد و میزنه ! یه باری میگفت من عصبانی ام بعضی استادا برگه دانشجو رو میدن به تی ای شون صحیح کنه کلاسو یه ربع زود تعطیل میکننو ...! جالبه خود ایشون فقط یه ربع سر کلاس درس میدن و فقط دارن سر کلاس حرف میزنن!

۵- کادو هم یه کوله لپ تاپ خوشگل و اساسی گرفتم که دیگه کمرم درد نمیگیره وقتی لپ تاپ میبرم دانشگاه، یه گوشی هم پدرم واسم خرید (هیجان انگیزاش همینا بود) ۳ نفرم پول گذاشتن و واسم یه گردنبندی خریدن که من ازش متنفرم! یکیشونم دقیقا میدونست که من از این مدل و مارک بدم میاد اما از گشادی رفت اونو برام خرید! جالبه من که دانشجو ام و از خودم در آمد ندارم واسه تولدش با خواهرم دو تایی واسش یه MP3 player مارک Creative خریدیم و تازه کیک تولدشم واسه اون همه آدمو من خریدم . بعد زورم میگیره این که سی سالشه و کارمنده حتی یک سوم اونقدری که من واسش مایه گذاشتم مایه نذاشته. اونوقا واسه شکم و اینا خوب پول میده. من اصلا واسم مهم نیست کادو بخرن واسم یا نه اما اینی که همش جلوی ما افه پولداری میاد و احساس میکنه ما که شام میریم بیرون سالاد میخوریم به خاطر پولشه و حرکات زننده داره، جالبه واسم که یه ۱۰- ۲۰ تومن بیشتر و کمتر رو چرتکه میندازه! اونم دقیقا چیزی رو بخره که من ازش متنفرم و خودشم میدونه. (به جهنم) یه خرسم کادو گرفتم که اسمشو گذاشتم خرسولبا لوازم آرایش و ... جالبه این خرسه رو شب بغل میکنم میخوابم صبح که پا میشم میبینم از تختم افتاده

۶- تازه دو سی تولد گرفتم! یه سریشو خودم کیک خریدم و سری دوم هم اون جناب بند ۵ که میخواست پز بده واسم کادو خریده تا همه ببینن، پیش همه پر کرد که تولد منه (اصلا دوست نداشتم کسی یفهمه از اون جمع) واسه همینم ۲ تاشون مرام گذاشتن و واسم کیک خریدن

۷- پیر شدیم رفت! با این قیافم همه فکر میکنن من خیلی کوچیک ترم همه احساس میکنن مامان و بابای منن!

+ نوشته شده در  2008/12/7ساعت 15:8  توسط shahrzad  | 

تولد تولد!



بیا شمعا رو فوت کن! هورااااااا! 21 سالگی هم تموم شد
+ نوشته شده در  2008/12/1ساعت 23:47  توسط shahrzad  |